روز: اکتبر 14, 2024

  • چطور به سرعت هزینه ساعتی و نرخ ماشین ها در خطوط شیت متال را محاسبه کنیم ؟

    چطور به سرعت هزینه ساعتی و نرخ ماشین ها در خطوط شیت متال را محاسبه کنیم ؟

    سخن آغازین 

    در زمان خرید دستگاههای شیت متال مانند رول فرمینگ ، پانچ ، برش لیزر فایبر ، دستگاه جوش و پرس بریک سوالات مختلفی توسط مشتریان پرسیده میشود که این سوالات عمدتا به دو بخش تقسیم میشود که عبارتند از :

            1.  مدت زمان بازگشت سرمایه خرید دستگاه چه مقدار می باشد ؟
            2.  هزینه های مصرفی دستگاه چقدر است ؟

    در پاسخ به سوال اول  باید گفت زمان و ساعت کارکرد دستگاه تعیین کننده است ولی در پاسخ به سوال دوم پاسخ های متعددی وجود دارد که در این مقاله با عنوان “چطور به سرعت هزینه ساعتی و نرخ ماشین ها در خطوط شیت متال را محاسبه کنیم ؟” با آن آشنا خواهیم شد .

     

    محاسبه هزینه ساعتی دستگاه

    هزینه ساعتی یک ماشین مجموع شش عامل زیر است که بر حسب هزینه ساعتی (HC) بیان می شود.

    بیایید هر یک از این عوامل را تجزیه و تحلیل کنیم.

     

    ۱- HC  سرمایه گذاری

    برای محاسبه هزینه ساعتی سرمایه گذاری، ما با تقسیم مقدار سرمایه گذاری به تعداد سالهایی که میخواهیم بازگشت اتفاق بیافتد شروع می کنیم.

    در حسابداری معمولا استهلاک برای یک ماشین ۵ ساله در نظر گرفته می شود، ولی بعضی از شرکتها می خواهند که سه ساله بازگشت کامل شود. مقدار بدست آمده باید بر تعداد ساعتهای مورد انتظار عملیاتی تقسیم شود.

    (سرمایه گذاری HC) = (مقدار سرمایه گذاری) / (دوره بازگشت سرمایه)  / (ساعتهای عملیاتی)

    برای مثال یک سرمایه گذاری به ارزش ۵۰۰,۰۰۰ یورو با بازگشت سرمایه ۳ ساله و ۳۰۰۰ ساعت کار در سال هزینه سرمایه گذاری ۵۵٫۵ یورو در ساعت را خواهد داشت.

    ۲- HC برق

    هزینه برق از توان مصرفی ماشین محاسبه می شود. توان مصرفی مقداری که روی پلاک ماشین درج شده نیست، این عدد مقدار ایمنی در نظر گرفته شده برای کارکرد همه عملکردها بطور همزمان است . توان مصرفی میتواند  در هر دوره ای زمانی برای یک وسیله خاص اندازه گیری شود و این مقدار معمولا ۵۰% توان نصب شده می باشد. برای ماشینهای سروو الکتریک این مقدار ۱۵-۲۰% توان درج شده است.

     (برق HC) = ( KWتوان مصرفی ماشین به ) x ( {Euro/Kw هزینه مصرف برق به })

    برای مثال برای ماشینی با مصرف ۲۰kw هزینه برق مصرفی ۳ یورو در ساعت است.

    ۳- HC  کارگری

    این هزینه کارگری است که مستقیما با ماشین کار می کند. در برخی موارد یک اپراتور همزمان بر روی چند ماشین فعال است، در این حالت باید درصدی از هزینه برای هر ماشین در نظر گرفته شود.

     (کارگری  HC) = (هزینه اپراتوری بر ساعت) X % زمان فعالیت با هر ماشین))

    برای مثال، اگر هزینه یک اپراتور ساعتی ۲۵ یورو است و ۳۵% از زمان با ماشین کار می کند، HC کارگری ۸٫۸ یورو می باشد.

    ۴- HC  تعمیرات ونگهداری

    برای محاسبه این هزینه می توانیم هزینه سالیانه را بر تعداد ساعتهای عملیاتی ماشین تقسیم کنیم. این هزینه از هزینه نگهداری می تواند از ماشینهای مشابه تخمین زده شود و یا به عنوان درصدی از مقدار سرمایه گذاری باشد.

     (نگهداری و تعمیرات HC) = (هزینه سالیانه نگهداری و تعمیرات) / (تعداد ساعتهای عملیاتی)

    برای مثال یک ماشین با ۶۰۰۰ یورو هزینه نگهداری وتعمیرات با ۳۰۰۰ ساعت کار ، HC نگهداری و تعمیراتی معادل ۲ یورو دارد.

    ۵- HC  مصرفی ها

    مصرفی ها، برای مثال، هزینه سنبه وماتریس، فیلترها، روغنها وگاز کمکی برای لیزر می باشد.

    این هزینه ها میتواند از سوابق ماشینهای مشابه گرفته شود و یا محاسبه شود و مستقیما به تعداد ساعتهای عملیاتی مربوط می شوند.

    برای مثال ما HC  مصرفی ها را برای این مثال ۸ یورو در نظر می گیریم.

    ۶- HC  فضای اشغال شده

    برای تکمیل هزینه ها ، باید هزینه فضای اشغال شده توسط ماشین را اضافه کنیم. پیشنهاد می‌شود که هزینه اجاره یک ساله برای چنین فضایی را در نظر گرفته و بر تعداد ساعاتهای عملیاتی تقسیم کنید.

    {فضای اشغال شده HC } = (هزینه اجاره برای یکسال)  / (ساعتهای عملیاتی)

    HC  کلی

    در مثال قبلی، HC  کل معادل ۷۷٫۳ یورو می شود. این هزینه ، هزینه های عملیاتی ماشین را پوشش می دهد و همانطور که دیدیم شامل تصمیم برای دروه بازگشت سرمایه نیزمی شود.

    HC سرمایه گذاری برای ماشینهای نو معمولا مهمترین فاکتور در این جمع می باشد. برای ماشینهایی که بازگشت سرمایه آنها محقق شده است، این فاکتور می تواند صفر در نظر گرفته شود و در واقع HC  تعمیرات ونگهداری افزایش می یابد.

    نکته ها:

    وقتی هزینه تولید را برای یک مشتری محاسبه می کنیم HC  در فرمول زیر استفاده می شود:

     (هزینه کلی تولید) = (تعداد قطعات) x (هزینه مواد برای هر قطعه)  +   (HC) x [(زمان تولید هر قطعه به ساعت) X (تعداد قطعات) + (زمان ست آپ به ساعت) ]    +    (هزینه ابزار)   +   (هزینه برنامه نویسی ماشین)

     نکات زیر را مدنظر قرار می دهیم:

    HC ضرب در تعداد قطعات و سایکل تایم یک هزینه جاری است و بستگی به تعداد کل قطعات تولید شده دارد.

    زمان ست آپ ماشین نیز باید در HC  ضرب شود چرا که ماشین در طول این زمان متوقف است، این می تواند یه هزینه ثابت در نظر گرفته شود.

    اگر تولید نیاز با ساخت ابزاری خاص دارد، این باید بهعنوان هزینه ثابت در نظر گرفته شود، دقیقا مشابه هزینه برنامه نویسی ماشین.

     

    تصمیم گیری برای قیمت گذاری ساعتی ماشین

    محاسبات قبلی به ما چارچوبی برای قیمت گذاری ماشین براساس هر ساعت عملیات می دهد.

    با دانستن HC  ماشین تولید کننده حالا باید دو فاکتور دیگر را اضافه کند: تقسیم  هزینه های سربار و سود ناخالص که میخواهد از عملیات ماشین بدست آورد.

     

    تقسیم هزینه های سربار

    هزینه های سربار هزینه های ساختاری شرکت مانند هزینه های تجاری، سرمایه گذاری، نگهداری، گرمایش، هزینه های اداری و خدماتی است که مستقیماً با تولید ارتباط ندارد. قانون ثابتی برای تقسیم مجدد این هزینه ها وجود ندارد، اما من این فرمول را پیشنهاد می کنم:

     

    (تقسیم هزینه سربار HC) = (هزینه های سربار) / (مساحت کل تولید بر حسب متر مربع) * (مساحت اشغال شده دستگاه بر حسب متر مربع) / (ساعت تخمینی کار)

    به این ترتیب، ماشینی که سطح کوچکتری را در کف مغازه اشغال می کند، هزینه های سربار کمتری را نسبت به ماشین های بزرگتر جذب می کند.

     

    توجه: در هزینه ساعتی ماشین، ما قبلاً هزینه ساعتی سرمایه گذاری ماشین را – چه به عنوان هزینه اجاره یا استهلاک – و مصرف برق ماشین را لحاظ کرده ایم. این هزینه‌ها عموماً در هزینه‌های سربار گنجانده می‌شوند: برای دقت، پیشنهاد می‌کنم هزینه سالانه سرمایه‌گذاری و مصرف برق تخمینی سالانه دستگاه را از (هزینه‌های سربار) در فرمول بالا کسر کنید. با انجام این کار، یک محاسبه محافظه کارانه کمتر به دست می آوریم.

     

    حاشیه

    ما می دانیم که هزینه یک محاسبه است، در حالی که قیمت یک تصمیم است. در واقع دانستن هزینه های عملیاتی یک گام اساسی برای قیمت گذاری صحیح و همچنین برای ارزیابی یک سرمایه گذاری جدید است.

     

    برای محاسبه قیمت، اکنون باید حاشیه ای را که می خواهیم در ساعت کاری داشته باشیم، به درصد اضافه کنیم. این فرمول است:

     

    (قیمت ساعتی) = ((HC ماشین) + (تقسیم هزینه سربار HC)) / (100 – حاشیه درصد) * 100

    به عنوان مثال، ما متوجه شده بودیم که سیستم ما دارای HC 77.3 یورو در ساعت است. اگر بازتقسیم هزینه سربار 12 یورو در ساعت باشد و بخواهیم حاشیه 15 درصدی داشته باشیم، قیمت ساعتی نهایی به این نتیجه می رسد:

     

    (قیمت ساعتی) = (77,3 + 12) / (100-15) * 100 = 105 یورو در ساعت.

     

    همچنین تولید کننده شیت متال باید از قیمت هایی که عموماً در بازار برای همان نوع ماشین اعمال می شود مطلع شود و در تصمیم نهایی خود این موضوع را در نظر بگیرد.

    سخن پایانی 

    در این مقاله روش ساده ای را برای محاسبه هزینه ساعتی دستگاه به اشتراک گذاشته ام که می تواند برای تعدادی از ماشین آلات ورق کاری معتبر باشد و حتی در خارج از صنعت ورق فلز نیز اعمال شود.

    همه محاسبات حاکی از ارزیابی‌ها و تصمیم‌های استراتژیک است که تولیدکننده شیت متال باید اتخاذ کند، بنابراین بسیار معمول است که دو شرکت قیمت‌های ساعتی متفاوتی را براساس سیاست‌های متفاوتشان در زمان بازپرداخت یا تقسیم مجدد هزینه‌های ساختاری اعمال می‌کنند.

    در هر صورت، برای تصمیم گیری مدبرانه و موثر در قیمت گذاری، کارآفرین باید از قیمت ساعتی اعمال شده در بازار توسط سایر تولیدکنندگان منطقه خود نیز آگاه باشد.

  • بهترین راه برای برش ورق فولادی چیست؟

    بهترین راه برای برش ورق فولادی چیست؟

    هواگاز، پلاسما، لیزر یا واترجت راههای متعددی برای برش ورق وجود دارد، برخی مناسب روشهای برش اتوماتیک و برخی نیستند. برخی مناسب ورقهای نازک و برخی مناسب ورقهای ضخیم تر. برخی آهسته هستند و برخی سریع و برخی ارزان و دیگری گران. برخی دقیق و برخی نادقیق. در ادامه ۴ روش اولیه مورد استفاده در دستگاههای CNC را بررسی می کنیم و هرکدام را از نظر نقاط قوت و نقاط ضعف بررسی می کنیم.

    Oxy-Fuel Cutting

    برش هواگاز برش هواگاز یا برش با شعله، قدیمی ترین روش برش آهن می باشد. روشی که عموما ساده و با تجهیزات و لوازم مصرفی ارزان در نظر گرفته می شود. یک تورچ هواگاز می تواند ورق خیلی ضخیم را برش دهد که در درجه اول محدود به مقدار اکسیژن است که می تواند تحویل داده شود برش ۳۶ اینچ(۹۱۴ میلیمتر) یا حتی ۴۸ اینج(۱۲۲۰ میلیمتر) ورق استیل با هواگاز بی سابقه نیست. با این وجود برای برش شکلهای مختلف از ورق استیل، اکثر کارها بر روی ورق به ضخامت ۱۲ اینچ (۳۰۴ میلیمتر)و نازک تر انجام می شود.

    وقتی به درستی تنظیم باشد، تورچ هواگاز یک برش صاف و سطح برشی متعامد ایجاد می کند. مقدار کمی پلیسه در لبه پایینی و بالایی است که با گرمای برش گرد شده است.این سطح برش برای کاربردهای زیادی بدون عملیات حرارتی ایده آل است. برش هواگاز برای ورقهای ضخیمتر از ۱ اینچ(۲۵ میلیمتر) ایده آل است ولی برای ورقهای تا ¼ اینچ(۶ میلیمتر) هم با سختی هایی قابل استفاده است. این فرایند نسبتا آهسته است و حدود ۲۰ اینچ(۵۰۸ میلیمتر) در دقیقه برای متریالی ۱ اینچ (۲۵ میلیمتر) بالا می رود. نکته مثبت دیگر درباره برش هواگاز استفاده از چند تورچ برش همزمان است که تولید را چند برابر می کند.

    Plasma Cutting

    برش پلاسما برش قوس پلاسما یک فرایند عالی برای برش صفحات فولادی کم کربن است که سرعت بسیار بالاتری نسبت به برش هواگاز دارد، اما فاقد برخی کیفیت های لبه است. این جایی است که پلاسما دو رو دارد. کیفیت لبه یک محدوده خوب دارد که بسته به جریان برش، معمولا از حدود ۴/۱اینچ (۶ میلیمتر) تا ۱٫۵ اینچ(۳۸ میلیمتر) متغیر است. تعامد سطح برش زمانیکه ورق بسیار نازک یا بسیار ضخیم ( بیرون از محدوده ای که ذکر شد ) قرار داشته باشد از دست می رود، حتی با وجود اینکه کیفیت برش سطح ممکن است مطلوب باشد. از آنجا که یک سیستم کامل نیاز به منبع تغذیه، خنک کننده اب (در سیستم های بیش از ۱۰۰ آمپر)، یک کنترل گاز، اتصالات شیلنگ ها و کابل ها و خود تورچ دارد، می تواند در مقایسه با هواگاز گرانتر شود. اما افزایش بهره وری پلاسما در مقابل هواگاز این هزینه ها را براحتی جبران می کند.برش پلاسما میتواند با چندین تورچ انجام شود با این حال افزایش هزینه ها معمولا این تعداد را به ۲ تورچ محدود می کند. با این حال، برخی از مشتریان به اندازه سه یا چهار سیستم پلاسما در یک دستگاه را انتخاب می کنند، اما معمولا از تولید بالایی برخوردارند که حجم زیادی از قطعات مشابه را برای پشتیبانی از یک خط تولید فراهم می کنند.

    Laser Cutting برش لیزر فرایند برش لیزری مناسب برای برش ورق از ضخامت پایین تا حدود ۱٫۲۵ اینچ(۳۱ میلیمتر) است. فراتر از محدوده ۱ اینچ(۲۵ میلیمتر)، همه چیز باید درست باشد تا اینکه به طور قابل اعتماد کار کند، از جمله مواد (فولادهایی با گرید لیزر)، خلوص گاز، وضعیت نازل و کیفیت پرتو. لیزر فرآیند بسیار سریعی نیست، زیرا در فولاد کم کربن، اساسا فقط یک فرایند سوزاندن است که از گرمای شدید یک پرتو لیزر متمرکز به جای شعله پیش گرم استفاده می کند ، بنابراین، سرعت به سرعت واکنش شیمیایی آهن و اکسیژن محدود می شود . لیزر، با این حال، یک روند بسیار دقیق است. یک کرف بسیار باریک ایجاد می کند و بنابراین می تواند خطوط بسیار دقیق و حفره های دقیق کوچک را برش دهد.کیفیت لبه معمولا بسیار، بسیار خوب است که با تعامد خوب وزبری سطح بسیار کم همراه می شود. چیز دیگری که در مورد فرآیند لیزر است، قابلیت اطمینان است. عمر مصرفی بسیار طولانی است و اتوماسیون ماشین بسیار خوب است، به طوری که بسیاری از عملیاتهای برش لیزر می تواند اتوماتیک انجام شود. تصور کنید، یک صفحه ۱۰(۲۵۰ میلیمتر) در ۴۰ اینچ( ۱۰۰۰ میلیمتر) فولادی با ضخامت ½ اینچ (۱۲ میلیمتر) را روی میز بارگیری کنید، با فشار دادن دکمه «شروع»، سپس به خانه برمی گردید. هنگامی که صبح بر می گردید، می توانید صدها قطعه برش خورده و اماده را بارگیری کنید. با توجه به پیچیدگی رساندن پرتو، لیزر CO2 قادر به برش با چند هد در یک ماشین نیست. با این حال، با لیزرهای فیبر، برش با چند سر امکان پذیر است.